تبليغاتX
من رومینام.....

من رومینام.....

رومینا و زندگیش

خدا رو ۱۰۰۰۰ مرتبه شکر.....................

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 0:27  توسط رومینا  | 

تکرار... تکرار... تکرار................

هم.... چرا هیچی مثل قبل واسم جذابیت نداره؟ چرا همه چی تکراری شده و تو این تکرار غرق شدیم؟میشه دوباره سرحال شم و خوشحال مثه ۱۳  ۱۴ سالگیم که الان دارم حسرت اون روزا رو میخورم؟ میشه شاد شاد از ته دل شم؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 20:37  توسط رومینا  | 

دل گرفتگی.....

دلم میگیره وقتی‌ آروم آروم کاراتو ، مقدمه چینیاتو ، رزومه پرکردناتو واسه رفتن میبینم.رفتنی که خودم چند شب پیشا تنها راهمون برای موفق شدن تو و بهم رسیدنمون پیدا کردم. نه فال‌های حافظی که گرفتم جواب درست حسابی‌ بهم داد نه فال انبیا و ...... . بعضی وقتا آدم واقعا میمونه چیکار باید بکنه ...
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اردیبهشت 1389ساعت 15:48  توسط رومینا  | 

تضاد در حد مرگ !

یه آهنگ رومانتیک توپ.... یه آرامش نسبی بعده یه اعصاب خوردی سر یه موضوع تکراری.... از اون طرفم تو پنچره ی چتت ببینی نوشته شده با رشته ما تو ایران کار نیست پول نیست...بخوای با من بمونی باید پیه خیلی چیزا رو بکشی به تنت....

کدوم حسو باور کنم و غلبه کنم بهش؟

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 23:56  توسط رومینا  | 

امروز از اون روزای بی بخاریه من بود که عملا هیچ کار مفیدی انجام نگرفت و حوصله اینجانب بسیار سر رفت ! چقد بده این حسا نه؟  اثر روزای بهاره که چشای من از خواب باز نمیشه یا اثر دو سه ماه بیکار و بیعار گشتن و خوش گذرونیه؟ خدایا... یه کم حس واسه درس خوندن و پاس کردن درسای اینجانب عطا کنمیترسم ترم آخری گند بزنم و اسم این ترم از ترم آخر به ترم یکی مونده به آخر تغییر کنه  هم.... حوصله ندارم. ددر هیجان دار میخوام

+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 23:0  توسط رومینا  | 

قالبم خوشگله مگه نه؟ 
+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 16:26  توسط رومینا  | 

کافی شاپ سوسن خانوم !!

سوسن خانوم......

ابرو کمون....

چشم عسلی...

سوسن خانوم....

اگه کلیپ این آهنگ باحال بروبکس ودیده باشین میدونین که تو یه کافی شاپ باحال پر شده که به قول دوس پسملیه مهربون وقتی تو یه نظر منوشو نشون میده قیمتای پایش از ۶  ۷ تومن شروع میشه و حالا اون کافی شاپ کجاس؟.......................................................................................................................................................................................................................................................                                                            

تهرانه؟ دوبیه ؟  بله دوستان عزیز این کافی شاپ تهرانه  تو میدون ونک خیابون ونک اولین خیابون دست چپ  اسمشم کافی شاپ پاریسه. دوس داشتین تشریف ببرین  یادم باشه اگه خودم رفتم پورسانتمو بگیرم به دلیل معرفیشون تو وبلاگم.!!!!

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 23:12  توسط رومینا  | 

یک انسان دمدمی !!!

دیشب من دپ زده بودم؟ هان؟ حالم بد بود؟پست دیشبو تو گریه و بغض و آه نوشته بودم؟ عجب الان حالم خوبه خوبه خوبه... مثه توپ سرحالم و خدا رو شکر خیالم یه عالمه راحته خدا بگم بعضیا رو که با شوخیای لوسشون منو به جنون و حال دیشبم کشونده بودن چیکار کنه... خدا رو شکر که همش شوخی بود... آخیش... و اینک این منم که با خیال راحت نشستم دارم وبلاگ مینویسم راستی امروز با دوست پسمل مهربون رفتیم کاخ سعد آباد دیدن بزرگترین سفره هفت سین ایران  خوش گذشت و چقدم شلوغ بود. حیف که وقت کم بود و نتونستیم زیاد بمونیم ولی خب بهتر از هیچی بود.یه عالمه غرفه هم گذاشته بودن .

الان که به حال دیشب خودم و الانم نگاه میکنم یاد اون ضرب المثل معروف میفتم که میگه: یا رب نظرت برنگردد ..... خدا رو شکر............

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم فروردین 1389ساعت 1:6  توسط رومینا  | 

هممم..........بعد ۲ ۳ ساعت گریه آرامش خوبی‌ به آدم دست میده.نمیدونم چرا دچار وحشت شدم از آینده، از مرگ عزیزام، از ازدواج، از خوشی‌.  میترسم... از ثانیه 

ثانیه ای‌

 که می‌رن و میان میترسم... نمیدونم چشم شده؟ همش دوس دارم گریه کنم. بعضی‌ وقتا هم طلب مرگ می‌کنم. ولی‌ دلم واسه خانواده میسوزه سریع پشیمون میشم....  خدایا شفای عاجل مرحمت بفرمااا.واسم دعا کنین دوستای خوبم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 2:45  توسط رومینا  | 

کریس دی برگ...

وای که چقد آهنگای کریس دی برگ و دوس دارم و باهاش فاز آرامش میگیرم. قبلنا این حسو با سلن دیون داشتم ولی از اونجایی که رو لپ تاپم هیچ آهنگی از سلن دیون یافت نمیشه به کریس دی برگ رو آوردم.

بعد کریس دی برگ آهنگ ریسک زانیار حال میده... یه آهنگی که منو پر احساسای رومانتیک میکنه و میبرتم به اوج. چون بار اولم که شنیدمش خیلی رومانتیک بودم و پر از احساسای خوبکلا به این موضوع اعتقاد دارم خیلی چیزا که آهنگم شاملش میشه به مود اولین بار آدم خیلی بستگی داره.( بابا نظریه !! )

حالا بزن بریم کریس دی برگ.....

In love forever

you're my lover

you're my firend

you're my life

to the very end...

 

you bring me comfort

you keep me warm....

you give me hope....

you make me strong.....

واقعا که جمله به جملش درسته

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 2:27  توسط رومینا  |